تبلیغات
السلام علیک یا بقیة الله فی ارضه
السلام علیک یا بقیة الله فی ارضه
اللهم عجل لولیک الفرج

تعجیل در فرج بقیة الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف صلوات

آمدن زن یزید به خرابه ‌شام

در تاریخ آمده است، زنی به نام ( هند دختر عبدالله بن عامر) كه بهره‌ای از زیبایی نیز داشت، پس از كشته شدن پدرش به خانه‌ی امیرالمومنین(ع) رفت و مدتی را به عنوان خدمتكار در آنجا ماند، پس از شهادت امیرالمومنین(ع) به خانه‌ی امام حسن مجتبی(ع) منتقل شد و آنجا نیز به خدمت پرداخت، وقتی معاویه وصف او را شنید از او خواستگاری كرد و وی را به عقد پسرش یزید درآورد، پس از آن هند رد خانه‌ی یزید اقامت گزید، ولی با این حال همیشه از احوال امام حسن و امام حسین(ع) خبر می‌گرفت و سعی می‌كرد اوضاع و اخبار آنان را از مسافرانی كه از مدینه‌ی منوره می‌آیند جویا شود.
هنگامی كه امام حسین(ع) به شهادت رسید هنوز هند از آن خبر نداشت!! و هنگامی كه خانواده‌ی امام حسین(ع) را به شام آوردند زنی به نزد هند رفت و به او گفت: اسیرانی به اینجا آورده‌اند و من نمی‌دانم كه آنها را از كجا آورده‌اند؟ اگر دوست داری برویم و آنها را تماشا كنیم.

هند برخاست و بهترین و فاخرترین لباس خود را پوشید و نقاب بر چهر‌ه انداخت و عبایش را بر سر كشید، آنگاه به كنیز و خادمش گفت همراه او برود و صندلی‌ای با خود بیاورد تا او بر روی خاك ننشیند.

بعضی گفته‌اند...

بعضی گفته‌اند: یزید هنگام خروج هند از قصر با او روبرو شد و هند از او اجازه گرفت یزید به او اجازه داد، ولی خود پریشان و دستپاچه شد، زیرا از عواقب و عكس‌العمل‌های احتمالی این زیارت می‌ترسید چرا كه او می‌دانست همسر مورد علاقه‌اش چند سالی در خانه‌ی اهل بیت (ع) خادمی كرده است و آنها را بسیار دوست دارد و این به خاطر آن بود كه سالهای زیادی از زندگی خود را به عنوان خادم در كنار اهل بیت(ع) گذرانده بود و جز محبت و احترام و انسانیت و اخلاق متعالی چیزی از آنها ندیده بود، یزید چكار می‌توانست بكند؟
آیا با زیارت او موافقت كند یا آن را رد نماید؟
و اما از آنجایی كه هند دارای شخصیت عظیم و بزرگی بود بر خود واجب می‌دانست كه از یزید به عنوان شوهرش اجازه بگیرد پس یزید هم به او اجازه داد، ولی از او خواست كه این زیارت، بعد از غروب آفتاب و هنگامی كه تاریكی زمین را فرا می‌گیرد انجام شود، هند نیز با این درخواست موافقت كرد.
شب هنگام، هند همراه با كنیزانی كه با چراغ راه او را روشن می‌كردند به سمت اسیران رفت، وقتی حضرت زینب(س) او را دید كه به سوی آنان می‌رود در گوش خواهرش ام كلثوم(س) چنین نجوا كرد: خواهرم آیا این زن را می‌شناسی؟
ام كلثوم(س) گفت: نه، به خدا قسم
حضرت زینب(س) فرمود: این همان خادم ما، هند دختر عبدالله است

ام كلثوم(س) با شنیدن این سخن سكوت كرد و سر به زیر انداخت، حضرت زینب(س) نیز چنین كرد.

هند جلو رفت و نزدیك حضرت زینب(س) به عنوان اینكه بزرگ قافله است- بر روی صندلی نشست و گفت: خواهرم می‌بینم سرت را پایین انداخته‌ای؟

حضرت زینب(س) ساكت ماند و جوابی نداد.

سپس هند پرسید: خواهرم! شما از كدام شهر آمده‌اید؟

حضرت زینب(س) فرمود: از شهر مدینه

وقتی هند نام مدینه را شنید از صندلی پایین آمد و گفت: بهترین سلامها بر اهل و ساكنان مدینه باد.

در این هنگام حضرت زینب(س) رو به او كرد و فرمود: می‌بینم از صندلی پایین آمدی؟

هند گفت: خواهرم می‌خواهم درباره خانه‌ای در مدینه از تو سوال كنم؟

حضرت زینب (س) فرمود: هر چه می‌خواهی بپرس

هند گفت: از خانه‌ی علی بن ابیطالب(ع) پرسش دارم.

حضرت زینب(س) فرمود: تو خانه‌ی علی (ع) را از كجا می‌شناسی؟

هند گریسته و گفت: من خادم آنها بودم.

حضرت زینب(س) فرمود: از كدامشان سوال داری؟

هند گفت: درباره‌ی امام حسین(ع) و برادران و فرزندان او و بقیه‌ی اولاد علی (ع) سوال دارم و می‌خواهم در مورد سرورم حضرت زینب(س) و خواهرش ام كلثوم و بقیه مخدرات و پاكدامنان فاطمه زهرا(س) سوال كنم؟

در این هنگام حضرت زینب(س) گریه شدیدی كرد و به او فرمود: ای هند! اگر از خانه‌ی علی (ع) می‌پرسی، در حالی آن را پشت سر گذاردیم كه كه خبر مرگ به اهلش می‌داد.
و اما اگر از حسین(ع) می‌پرسی، این سر اوست كه اكنون در دستان یزید است
و اگر از عباس و بقیه اولاد علی(ع) می‌پرسی آنان را در حالی بر روی زمین باقی گذاردیم كه مانند قربانیان بی سر آغشته به خون بودند.
و اگر از زین العابدین (ع) سوال داری آن جاست، بیمار و ناتوان... به گونه‌ای كه از شدت بیماری و درد قدرت ایستادن نداد و اگر هم درباره‌ی زینب(س) سوال داری من زینبم دختر علی(ع) و این ام كلثوم است و اینها هم بقیه‌ی مخدرات و دختران پاكدامن فاطمه‌ی زهرا(س)

هند وقتی سخنان حضرت زینب (س) را شنید اندوهگین شد و گریست و با صدای بلند صدا زد: وا اماماه! واسیداه! وا حسیناه! ای كاش پیش از این كور بودم و دختران فاطمه‌ی زهرا(س) را در این حالت نمی‌دیدم سپس سنگی برداشت و آن را بر سر خود زد آنگاه خون بر صورت و مقنعه‌اش جاری شد و بیهوش گردید.

 حضرت زینب(س) به سوی او رفتهنگامی كه هند به هوش آمد،به او فرمود: ای هند! برخیر و به خانه‌ات برو، زیرا می‌ترسم از جانب شوهرت یزید به تو آسیبی برسد.
هند گفت: به خدا قسم نمی‌روم تا بر سید و مولایم اباعبدالله(ع) نوحه سرایی كنم و تو و دیگر زنان هاشمی را با خود به خانه‌ام ببرم.

سپس هند برخاست و حجاب از سر برداشت و با پای برهنه به سوی یزید كه در مجلسی عمومی نشسته بود رفت و گفت: ای یزید! آیا تو فرمان داده‌ای كه سر حسین(ع) را در آستانه‌ی خانه بر سر نیزه بالا ببرند؟

آیا این سر پسر فاطمه(ع) دختر رسول خدا (ص) است كه بر صحن خانه‌ی من آویخته شده است؟

یزید در آن هنگام درحالی كه تاجی مزین به درّ و یاقوت و جواهرات گرانبها بر سر داشت، نشسته بود، ولی هنگامی كه همسرش را در آن وضع دید به سوی او دوید و سر وی را پوشاند و گفت: ای هند و بر فرزند دختیر رسول خدا(س) و كسی كه قریش عزادار اوست گریه كن كه ابن زیاد لعنه الله در مورد او عجله كرد و او را به قتل رساند خداوند ابن زیاد را بكشد.

هند وقتی دید كه یزید سر او را پوشاند به وی گفت: وای بر تو ای یزید، آیا نسبت به من غیرت می‌ورزی؟ پس چرا نسبت به دختران فاطمه‌ی زهرا(س) غیرت نمی‌ورزی؟ پوشش‌های آنان را گرفتی و چهره‌هایشان را آشكار كردی و آنان را در خانه‌ای ویران سكونت دادی به خدا قسم وارد خانه‌ات نمی‌شوم تا اینكه آنها را نیز با خود وارد كنم.

یزید دستور داد زنان اهل بیت(ع) را به خانه‌اش آوردند و آنان را در منزل مخصوص خود سكونت داد، هنگامی كه زنان اهل بیت(ع) وارد خانه‌ی یزید شدند، زنان خاندان ابوسفیان از آنان استقبال كرده و با شتاب به سویشان رفتند و دست‌ها و پاهای دختران رسول خدا (ص) را بوسیدند و در عزای حسین(ع) نوحه سرایی كرده و گریستند و هر چه زیور و زینت داشتند از خود دور كردند و به مدت سه روز مراسم سوگواری و عزاداری بر پا نمودند.

emamraoof.ir

معالی السبطین ج 2 ص 164 - زندگانی حضرت زینب كبر سلام الله علیها ص 336


[ سه شنبه 5 دی 1391 ] [ 03:46 ب.ظ ] [ استادحسین ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

گر سوی مُلکِ عدم باز بیابی راهی/ شاید از سِرّ وجودت بدهند آگاهی

زنگ دل را به یکی قطره اشکی بِزُدایی/ به صفا کوش اگر جام جهان بین خواهی

مفتقر! بنده درگاه ولایت شو و بس/ نیست در مُلک حقیقت به از این درگاهی
نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
چت باکس


امکانات وب

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

سوء زن