تبلیغات
السلام علیک یا بقیة الله فی ارضه
السلام علیک یا بقیة الله فی ارضه
اللهم عجل لولیک الفرج



شهادت مظلومانه حضرت باقر العلوم علیه السلام بر وجود مقدس یوسف فاطمه سلام الله علیه و آله و سلم تسلیت باد
 

امشب بیت ولایت در سكوت و غربت به سوگ محمد بن علی (ع) می‌نشیند امشب آسمان مدینه بر غم جانگداز فرزند علی (ع) می‌گرید. امشب ناله از خانه‌ای به آسمان می‌رود كه صاحب‌خانه از سویی ثمره‌ی حسین (ع) است و از سوی دیگر وارث حسن است، امام باقر (ع) از مادری حسنی زاده شد و پدری حسینی.
امشب چهار هزار شاگرد در غم مولای خویش می‌گریند و فردا در تشیع پیكر مطهرش شركت می‌كنند.
امشب چشمانی بسته می‌شود كه در كودكی نظاره‌گر عاشورا بوده امشب قلبی از كار می‌افتد كه سالها از غم مظلومیت جدش گریست.
امشب حیات آخرین بازمانده كربلا پایان می‌یابد.

مولا جان تشییع پیكر شما غریبانه صورت می‌گیرد كه  اهل مدینه و مجاوران حرم و زائرین این شهر راهی عرفه شده‌اند و مدینه از آشنایان شما خالی است.



مولا جان! اجازه می‌خواهیم كه بگویم شما در عزاداری خودتان‌ می‌گوید: « لا یوم كیومك ابا عبدالله » « هیچ روزی مثل روز تو نیست» زیرا كه چهار هزار شاگرد بدن مطهر شما را فردا تشییع می‌كنند.
در حالی كه بدن مطهر جدتان حسین (ع) سه روز در بیابانهای كربلا بر زمین ماند.
اهل بیت شما امشب با كمال احترام برای شما عزاداری می‌كنند و  اهل بیت حسین (ع) به اسارت رفتند.
جنازه مطهر شما زمان تشییع سالم بود در حالی پیكر مطهر جدتان حسین (ع) بدون سر دفن شد.

 

زندگینامه امام محمد باقر علیه السلام

نام مبارك امام پنجم محمد بود .
لقب آن حضرت باقر یا باقرالعلوم است ,بدین جهت كه : دریاى دانش را شكافت و اسرار علوم را آشكارا ساخت .
القاب دیگرى مانند شاكر و صابر و هادى نیز براى آن حضرت ذكر كردهاند كه هریك بازگوینده صفتى از صفات آن امام بزرگوار بوده است .

كنیه امام ابوجعفر بود .

مادرش فاطمه دختر امام حسن مجتبى ( ع )است .
بنابراین نسبت آن حضرت از طرف مادر به سبط اكبر حضرت امام حسن ( ع )و از سوى پدر به امام حسین ( ع ) میرسید .

پدرش حضرت سیدالساجدین , امام زین العابدین , على بن الحسین ( ع ) است .
تولد حضرت باقر ( ع ) در روز جمعه سوم ماه صفر سال 57 هجرى در مدینه

  ایشان دركربلا همراه پدر و در كنار جدش حضرت سیدالشهداء كودكى بود كه به چهارمین بهار زندگیش نزدیك می شد .
دوران امامت امام محمد باقر ( ع ) از سال 95 هجرى كه سال درگذشت امام زین العابدین ( ع ) است آغاز شد و تا سال 114 ه . یعنى مدت 19 سال و چند ماه ادامه داشته است .
امام محمد باقر ( ع ) و پس از وى امام جعفر صادق ( ع ), براى نشر تعلیمات اصیل اسلامى و معارف حقه از هیچ تلاشی فروگزار نكردند و دانشگاه تشیع و علوم اسلامى را پایه ریزى نمودند 
زیرا این امامان بزرگوار و بعد شاگردانشان وارثان و نگهبانان حقیقى تعلیمات پیامبر( ص ) و ناموس و قانون عدالت بودند , و میبایست به تربیت شاگردانى عالم و عامل و یارانى شایسته و فداكار دست یازند , و فقه آل محمد ( ص ) را جمع و تدوین و تدریس كنند .
به همین جهت محضر امام باقر ( ع ) مركز علماء ودانشمندان و راویان حدیث و خطیبان و شاعران بنام بود .

در مكتب تربیتى امام باقر ( ع ) علم و فضیلت به مردم آموخته میشد .

ابوجعفر امام محمد باقر ( ع )متولى صدقات حضرت رسول ( ص ) و امیرالمؤمنین ( ع ) و پدر و جد خود بود واین صدقات را بر بنى هاشم و مساكین و نیازمندان تقسیم میكرد , و اداره آنهارا از جهت مالى به عهده داشت .

امام باقر ( ع ) داراى خصال ستوده و مؤدب به آداب اسلامى بود .
سیرت و صورتش ستوده بود .
پیوسته لباس تمیز و نو می پوشید .
در كمال وقار و شكوه حركت می فرمود .

از آن حضرت می پرسیدند : جدت لباس كهنه و كم ارزش می پوشید , تو چرا لباس فاخر بر تن میكنى ؟ پاسخ میداد : مقتضاى تقواى جدم و فرماندارى آن روز , كه محرومان و فقرا و تهیدستان زیادبودند , چنان بود .
من اگر آن لباس بپوشم در این انقلاب افكار , نمیتوانم تعظیم شعائر دین كنم .

امام پنجم ( ع ) بسیار گشاده رو و با مؤمنان و دوستان خویش برخورد بود .
با همه اصحاب مصافحه می كرد و دیگران را نیز بدین كار تشویق می‌فرمود .
در ضمن سخنانش می فرمود : مصافحه كردن كدورتهاى درونى را از بین می برد و گناهان دوطرف - همچون برگ درختان در فصل خزان - می ریزد .

امام باقر ( ع ) در صدقات و بخشش و آداب اسلامى مانند دستگیرى از نیازمندان و تشییع جنازه مؤمنین وعیادت از بیماران و رعایت ادب و آداب و سنن دینى , كمال مواظبت را داشت .

می خواست سنتهاى جدش رسول الله ( ص ) را عملا در بین مردم زنده كند و مكارم اخلاقى را به مردم تعلیم نماید .
در روزهاى گرم براى رسیدگى به مزارع و نخلستانها بیرون میرفت , و باكارگران و كشاورزان بیل میزد و زمین را براى كشت آماده میساخت .
آنچه ازمحصول كشاورزى - كه با عرق جبین و كد یمین - به دست میآورد در راه خدا انفاق میفرمود .
بامداد كه براى اداى نماز به مسجد جدش رسول الله ( ص ) میرفت , پس از گزاردن فریضه , مردم گرداگردش جمع میشدند و از انوار دانش و فضیلت او بهره‌مند می‌گشتند .
روزى جابر بن عبدالله انصارى كه در آخر عمر دو چشم جهان بینش تاریك شده بود به محضر حضرت سجاد ( ع ) شرفیاب شد .
صداى كودكى را شنید , پرسید كیستى ؟ گفت من محمد بن على بن الحسینم , جابر گفت : نزدیك بیا , سپس دست او راگرفت و بوسید و عرض كرد : روزى خدمت جدت رسول خدا ( ص ) بودم .
فرمود : شاید زنده بمانى و محمدبن على بن الحسین كه یكى از اولاد من است ملاقات كنى .سلام من را به او برسان و بگو : خدا به تو نور حكمت دهد .علم و دین را نشر بده .
امام پنجم هم به امر جدش قیام كرد و در تمام مدت عمر به نشر علم و معارف دینى و تعلیم حقایق قرآنى و احادیث نبوى ( ص ) پرداخت .

                                           *********************************************************************

هشام در مكه جرأ ت نمیكرد و به مصلحت خود نمیبیند كه متعرض آنان شود .
اما چون به دمشق میرسد , مأ مور به مدینه میفرستد و از فرماندارمدینه میخواهد كه امام باقر ( ع ) و فرزندش را به دمشق روانه كرد , و چنین می شود .

حضرت صادق ( ع ) میفرماید : چون وارد دمشق شدیم , روز چهارم ما را به مجلس خود طلبید .

هنگامى كه به مجلس او درآمدیم , هشام بر تخت پادشاهى خویش نشسته و لشكر و سپاهیان خود را در سلاح كامل غرق ساخته بود , و در دو صف دربرابر خود نگاه داشته بود .

نیز دستور داده بود تا آماج خانهاى ( جاهایى كه درآن نشانه براى تیراندازى میگذارند ) در برابر او نصب كرده بودند , و بزرگان اطرافیان او مشغول مسابقه تیراندازى بودند .

هنگامى كه وارد حیاط قصر او شدیم , پدرم در پیش میرفت و من از عقب او میرفتم , چون نزدیك رسیدیم , به پدرم گفته : شما هم همراه اینان تیر بیندازید پدرم گفت : من پیر شدهام .
اكنون این كار از من ساخته نیست اگر من را معاف دارى بهتر است .
هشام قسم یاد كرد : به حق خداوندى كه ما را به دین خود و پیغمبر خود گرامى داشت , تورا معاف نمیدارم .
آنگاه به یكى از بزرگان بنى امیه امر كرد كه تیر و كمان خود را به او ( یعنى امام باقر - ع - ) بده تا او نیز در مسابقه شركت كند .
پدرم كمان را از آن مرد بگرفت و یك تیر نیر بگرفت و در زه گذاشت و به قوت بكشید و بر میان نشانه زد .
سپس تیر دیگر بگرفت و بر فاق تیر اول زد ... تاآنكه نه تیر پیاپى افكند .
هشام از دیدن این چگونگى خشمگین گشت و گفت : نیك تیر انداختى اى ابوجعفر , تو ماهرترین عرب و عجمى در تیراندازى .
چرامیگفتى من بر این كار قادر نیستم ؟ ...
بگو : این تیراندازى را چه كسى به تویاد داده است .
پدرم فرمود : میدانى كه در میان اهل مدینه , این فن شایع است .
من در جوانى چندى تمرین این كار كردهام .
سپس امام صادق ( ع ) اشاره میفرماید كه : هشام از مجموع ماجرا غضبناك گشت و عازم قتل پدرم شد .
در همان محفل هشام بر سر مقام رهبرى و خلافت اسلامى با امام باقر ( ع ) سخن میگوید .

امام باقر درباره رهبرى رهبران بر حق و چگونگى اداره اجتماع اسلامى و اینكه رهبر یك اجتماع اسلامى باید چگونه باشد , سخن میگوید .

اینها همه هشام را - كه فاقد آن صفات بوده است و غاصب آن مقام -بیش از پیش ناراحت میكند 
بعضى نوشتهاند كه : امام باقر را در دمشق به زندان افكند .

و چون به او خبر میدهند كه زندانیان دمشق مرید و معتقد به امام ( ع ) شده اند , امام را رها میكند و به شتاب روانه مدینه مینماید .
و پیكى سریع , پیش از حركت امام از دمشق , میفرستد تا در آبادیها و شهرهاى سر راه همه جا علیه آنان ( امام باقر و امام صادق ع ) تبلیغ كنند تا بدین گونه ,مردم با آنان تماس نگیرند و تحت تأ ثیر گفتار و رفتارشان واقع نشوند .
با این وصف امام ( ع ) در این سفر , از تماس با مردم - حتى مسیحیان - و روشن كردن آنان غفلت نمیورزد .

جالب توجه و قابل دقت و یادگیرى است كه امام محمد باقر ( ع ) وصیت میكند به فرزندش امام جعفر صادق ( ع ) كه مقدارى از مال او را وقف كند , تاپس از مرگش , تا ده سال در ایام حج و در منى محل اجتماع حاجیها براى سنگ انداختن به شیطان ( رمى جمرات ) و قربانى كردن براى او محفل عزا اقامه كنند .
توجه به موضوع و تعیین مكان , اهمیت بسیار دارد .
به گفته صاحب الغدیر -زنده یاد علامه امینى - این وصیت براى آن است كه اجتماع بزرگ اسلامى , در آن مكان مقدس با پیشواى حق و رهبر دین آشنا شود و راه ارشاد در پیش گیرد , واز دیگران ببرد و به این پیشوایان بپیوندد , و این نهایت حرص بر هدایت مردم است و نجات دادن آنها از چنگال ستم و گمراهى .


شهادت امام باقر ( ع )

حضرت امام محمد باقر ( ع ) 19 سال و ده ماه پس از شهادت پدر بزرگوارش حضرت امام زین العابدین ( ع ) زندگى كرد و در تمام این مدت به انجام دادن وظایف خطیر امامت , نشر و تبلیغ فرهنگ اسلامى , تعلیم شاگردان , رهبرى اصحاب و مردم , اجرا كردن سنتهاى جد بزرگوارش در میان خلق , متوجه كردن دستگاه غاصب حكومت به خط صحیح رهبرى و راه نمودن به مردم در جهت شناخت رهبر واقعى و امام معصوم , كه تنها خلیفه راستین خدا و رسول ( ص ) در زمین است , پرداخت و لحظهاى از این وظیفه غفلت نفرمود .

سرانجام در هفتم ذیحجه سال 114 هجرى در سن 57 سالگى در مدینه به وسیله هشام مسموم شد و چشم از جهان فروبست .

پیكر مقدسش را در قبرستان بقیع - كنارپدر بزرگوارش - به خاك سپردند .





[ دوشنبه 1 آبان 1391 ] [ 07:02 ب.ظ ] [ استادحسین ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

گر سوی مُلکِ عدم باز بیابی راهی/ شاید از سِرّ وجودت بدهند آگاهی

زنگ دل را به یکی قطره اشکی بِزُدایی/ به صفا کوش اگر جام جهان بین خواهی

مفتقر! بنده درگاه ولایت شو و بس/ نیست در مُلک حقیقت به از این درگاهی
نویسندگان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
چت باکس


امکانات وب

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

سوء زن